تبلیغات
::: پرتیکان ::: - معرفی کتاب(3)

معرفی کتاب(3)

چهارشنبه 25 مهر 1386 , توسط احمدرضا سلیمانی

دشتى به وسعت تاریخ

 
321024.jpg
 


در جهان پرتكاپوى امروز كه متأسفانه وجه بارز آن معناباختگى یا گسست معنا و كسب درآمد و امتیازهاى مادى گوناگون است، هنوز فرهیختگان و پژوهشگرانى هستند كه در كارهاى علمى و تحقیقاتى خود، بدون چشمداشت مادى، به راستى از جان مایه مى گذارند و در این تلاش خالصانه و خستگى ناپذیر، پدید آوردن یك اثر علمى یا فرهنگى ماندگار كه حرفى براى گفتن و آموختن داشته باشد، بیش از هر انگیزه دیگر آنها را به كار و تحقیق وا مى دارد.
حاصل كار فرهنگى و پژوهشى حسین عسگرى، مؤلف كتاب ارزنده «دشتى به وسعت تاریخ» نمونه اى قابل توجه و مصداق این سخن است؛ چنان كه دكتر ناصر تكمیل همایون و دكتر یوسف مجیدزاده با نوشتن مقدمه اى بر این كتاب جامع و ماندگار بر اهمیت و ارزش علمى، فرهنگى و تاریخى آن مهر تأیید زده اند.
«دشتى به وسعت تاریخ» به گفته نویسنده كتاب، نگاهى جامع به نظرآباد، یعنى غربى ترین شهردراستان تهران است اما از نگاهى دیگر، این كتاب را باید یك فرهنگ قابل استناد و یك دایرة المعارف غنى و پربار دانست كه در آن به اصطلاح هیچ حرفى براى معرفى و شناساندن این دیار تاریخى پرجاذبه ناگفته نمانده است، آن هم با قلمى جذاب و شیوا كه انگیزه لازم و كافى را براى مطالعه اثر و فرو نگذاشتن آن در بسیارى از خوانندگان پدید مى آورد و از این نظر یك اثر علمى و پژوهشى قابل استناد براى علاقه مندان به فرهنگ و تاریخ و پژوهشگران و جامعه شناسان و اندیشمندانى است كه مى خواهند این شهر و پیشینه تاریخى و موقعیت جغرافیایى و آداب و رسوم و شرایط فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى آن را بشناسند و با ویژگى هاى قومى و زبانى و سنت ها و فرهنگ مردمى آن آشنا شوند.
با آنچه این صاحبنظران گفته اند و در باب معرفى این كتاب نوشته اند، بى تعارف حق مطلب به تمامى ادا شده و جایى براى نكته اى ناگفته نمانده است.
سخن نویسنده كتاب، خود گویاى این نكته است: «آنچه در این كتاب مورد پژوهش قرار گرفته همه ابعاد نظرآباد است، از همان ابتدا كه مزرعه اى بزرگ بوده تا تبدیل آن به روستایى كوچك و بعد رشد آن به عنوان یكى از شهرهاى مهم استان تهران تا توسعه آن به شهرستان...»
عنوان دیباچه مؤلف كتاب «چند نكته از هزاران» است، اما در این نوشتار فقط مى توان چند سطر از این چند نكته را براى معرفى این اثر تحقیقى باز گفت، از جمله این كه: اجتماع این شهرستان اجزاى انسانى و غیرانسانى گوناگونى دارد و از میان اجزاى انسانى آن ماه هاى درخشانى طلوع كرده اند... این شهرستان همچنین تاریخ پرفراز و پرنشیب دارد و با توجه به این ویژگى بارز، فصل تاریخى اثر پرحجم تر است و در مقایسه با دیگر فصل هاى كتاب، صفحات بیشترى را دربرگرفته است... به حق نیز باید این گونه باشد، زیرا هرچه درباره تاریخ كهن این سرزمین اصیل گفته شود، حق مطلب ادا نمى شود و ناگفته هاى بسیار مى ماند.
* سوغات آن مسافر ۹ هزار ساله
در اثبات سخن به نظرات علمى دكتر یوسف مجیدزاده، استاد بازنشسته دانشگاه تهران و داراى درجه دكتراى باستان شناسى پیش از تاریخ از مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شیكاگو ایالات متحده مى توان استناد و اشاره كرد؛ نظراتى كه با عنوان زیباى «سوغات آن مسافر ۹ هزار ساله»، بیان كرده است. او كه منطقه ساوجبلاغ را قلب فرهنگ هاى پیش از تاریخ فلات مركزى ایران مى داند، با اشاره به بررسى هاى باستان شناختى در نیم قرن اخیر كه نشان مى دهد بیشتر محوطه هاى باستانى ایران زمین در این منطقه متمركز بوده است، مى گوید: فلات مركزى ایران یكى از گسترده ترین مناطق فرهنگى پیش از تاریخ ایران است كه دامنه هاى شرقى رشته كوه هاى بلند زاگرس در غرب تا مرزهاى غربى خراسان بزرگ در شرق و همچنین دامنه هاى جنوبى كوه هاى سترگ البرز در شمال تا نزدیكى استان اصفهان را در جنوب دربرمى گیرد.
به گفته وى، این بخش از سرزمین ایران، خاستگاه فرهنگ اصیل و یگانه اى است كه بى هیچ تأثیرپذیرى یا نفوذ فرهنگ هاى بیگانه در هزاره هفتم پیش از میلاد شكل گرفت و قلب این فرهنگ كه در منطقه ساوجبلاغ، در سرسبزترین بخش فلات مركزى ایران بوده است، خود را تا غروب حیات ۴ هزار ساله اش، در سده هاى نخستین هزاره سوم پیش از میلاد چون گوهرى ناب حفظ كرد.
دكتر مجیدزاده، با مقایسه غناى فرهنگى و تاریخى این منطقه بس كهن با دیگر مناطق مشابه، مى افزاید: درست است كه محوطه هاى پیش از تاریخ سیلك كاشان، چشمه على رى و حصار دامغان در فلات مركزى به اعتبار یافته هاى باستان شناختى در ۷۰ سال پیش شهرت جهانى دارند، اما پژوهش ها در این دهه نشان داده است كه محوطه عظیم پیش از تاریخ ازبكى در شهرستان نظرآباد (دكتر مجیدزاده نام «بهاران» را زیبنده این شهرستان مى داند) نه تنها گسترده ترین بلكه مهم ترین آنها بوده است. نیاكان ما در این سرزمین نه تنها از نخستین جوامع انگشت شمارى بودند كه در هزاره هفتم پیش از میلاد ساختن خشت را فرا گرفتند، بلكه آن را به جهانیان آموختند و در بنیانگذارى نخستین سنگ بناى تمدن نقشى بى همتا داشتند، چنان كه امروز خشتى كه آنها ساخته اند زینت بخش موزه سازمان ملل متحد است، آنها در اواسط هزاره پنجم پیش از میلاد، یعنى در حدود ۶ هزار و ۵۰۰ سال پیش ۲ دستاورد عظیم را به جهانیان عرضه كردند كه نخستین آنها چرخ سفالگرى است، سپس همزمان با فلزگران آناتولیایى، براى نخستین بار موفق به ذوب مس شدند.
* وسعت این دشت و آن چشمان تیزبین
دكتر ناصر تكمیل همایون، داراى درجه دكترا در رشته تاریخ و همچنین دكتراى جامعه شناسى از دانشگاه سوربن فرانسه كه عضو هیأت علمى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى است، در مقدمه اى تحلیلى با عنوان «وسعت این دشت و آن چشمان تیزبین»، ضرورت و اهمیت مطالعه و پژوهش درباره منطقه ها (جغرافیاى تاریخى مناطق) و شهرهاى كشور (شهر نامه نویسى) را مطرح كرده و در ارزیابى ارزش علمى و پژوهشى «دشتى به وسعت تاریخ»، یادآور شده است: كوشندگان در این رشته كه یكى از رشته هاى علمى و جغرافیایى - تاریخى مورد توجه در سال هاى اخیر است، در واقع مواد و مصالح درست شناخت عینى میهن تاریخى ما را فراهم مى آورند. چنین است كه این رشته به معناى واقعى و همه جانبه، وضع طبیعى و جغرافیایى، باستان شناسى و تاریخ، موقعیت اجتماعى و اقتصادى و پیشرفت هاى فرهنگى و آموزشى كشور را بررسى كرده و نظامى كارساز براى ایران پژوهشى پدید آورده است.
وى «دشتى به وسعت تاریخ» را یك تألیف با ارزش و نشان دهنده گذشته هاى تاریخى و فرهنگى منطقه از جهات بسیار توصیف مى كند و معتقد است: این تألیف از جامعیت ممكن برخوردار است و مؤلف جوان و فاضل كوشاى آن با تلاش بسیار مطالبى گرد آورده است كه بى گمان در آشنایى با بخشى از منطقه ساوجبلاغ (شهرستان نظرآباد) و شناخت آن، دیگر محققان و علاقه مندان را یارى خواهد داد.
دكتر كاتوزیان پیش از تحلیل و نقد علمى كتاب، به عنوان تبیین نكته اى تاریخى و جامعه شناختى، اساسى ترین عامل شكل گیرى فرهنگ ها و پاره فرهنگ ها و شیوه هاى مادى و غیرمادى تولید در جامعه و جماعت ها و پیدا شدن قوم هاى منسجم و متحول را در پیوند با موقع طبیعى و جغرافیایى سرزمینى مى داند كه مردم آن به تصادف یا به اختیار زیست مستمر خود را سامان داده اند.
وى با اشاره به نقش و تأثیر دگرگونى هاى طبیعى و اقلیمى، برخوردهاى قومى و سیاسى، خواست هاى اقتصادى و انواع دینامیسم هاى درون زا و برون زا در كل منطقه كه پدیدآورنده واحدهاى اجتماعى خاص هستند، یادآور مى شود كه این واحدهاى اجتماعى خاص گاه تنها هستند و در انزوا به سر مى برند و گاه نقش پیونددهندگى مى یابند و سبب انسجام سراسرى واحدهاى پراكنده مى شوند، واحدهایى كه با این انسجام، در دوره تاریخى جدید، منزلتى نو پیدا مى كنند.
دكتر تكمیل همایون از این دیدگاه، در تشریح موقعیت فرهنگى و تاریخى منطقه ساوجبلاغ، مى گوید: منطقه یا ولایت ساوجبلاغ، امروز به علت حكومتى و پایتختى تهران و توسعه بى رویه و ناهنجار آن از محدوده تاریخى و فرهنگى خود خارج شده و به عنوان یكى از مناطق غربى تهران درآمده است و اگر به جاى تهران، مشهد پایتخت ایران بود، بى گمان ساوجبلاغ موقعیتى دیگر مى یافت.
در دوره جدید، با رشد و توسعه طبیعى (در عین حال بى رویه) شهرها، دگرگونى نهادهاى اقتصادى و تولیدى (كشاورزى، دامدارى و صنعت) بسیارى از مناطق كوچك و بزرگ كه هر یك هویت پاره فرهنگى تاریخى داشته است، در كلانشهرها ادغام مى شوند و به این ترتیب، حوزه هاى نهادفرهنگ و پاره فرهنگ، بدون توجه به «گذشته ها»، آماج یورش اقتصاد و صنعت قرار مى گیرد، چنان كه اگر لازم باشد، تپه هاى باستانى را نیز با بولدوزر نابود مى كنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به این كه ولایت تاریخى ساوجبلاغ یكى از بارزترین مناطق آسیب دیده فرهنگى در این روند ناخواسته و در عین حال سودمند براى ساكنان آن بوده است، معتقد است: بخشى كه امروز با نام ساوجبلاغ (در غرب رودخانه كرج) شناخته شده، شرقى ترین منطقه سرزمین قزوین است و تقسیم بندى هاى كنونى نه تنها در این بخش از ایران، بلكه در بخش هاى دیگر نیز مبتنى بر خواست هاى حكومتى بوده و ویژگى هاى تاریخى و پاره فرهنگى بسیار اندك مورد توجه قرار گرفته است.
وابسته كردن هشتگرد و نظرآباد به تهران و همچنین آبیك و قشلاق به قزوین، به گفته این تحلیلگر، از این نوع تقسیم بندى هاى غیرفرهنگى است، حال آنكه این روستاهاى كهن و نزدیك هم، قرن ها با یكدیگر زندگى مشترك و سازندگى رو به كمال و اعتلا داشته اند.
وى با توجه به این نكته، در ارزیابى گسترش بیشتر كلانشهرها، خاطرنشان مى سازد كه گسترش تهران به صورت غیرعقلانى از همه طرف و سكونت دادن ۱۵ میلیون جمعیت در آن، تبدیل شدن دهستان زیباى كرج به دومین شهر پرجمعیت ایران، ایجاد شهرك هاى متعدد و بلعیدن روستاهاى حاصلخیز و دهكده هاى تاریخى و... نه تنها هویت هاى منطقه اى - قومى و پاره فرهنگى این خطه را آشفته مى كند، بلكه معضلات بسیارى را به لحاظ جامعه شناسى و روانشناسى و اقتصاد و حیات انسانى پدید مى آورد. از این رو، ساكنان ساوجبلاغ تاریخى (شهرستان هاى نظرآباد و ساوجبلاغ) باید به سهم خود در برابر این حركت، از گذشته هاى پویاى خود بهره بگیرند و با بهره گیرى صحیح از شهرسازى و معمارى بر پایه مورفولوژى سنتى - تاریخى، شهر پربار و فرهنگ ساخته اى را در سرزمین تاریخى خود پدید آورند. روستاهاى كهن را نوسازى كنند، زمین هاى كشاورزى و مزروعى را حفاظت كنند و با پدید آوردن جنگل هاى كوچك و بزرگ، زندگى سبز و روح افزایى را بنیان نهند كه در خور خانه و كاشانه كهن و هماهنگ با پیشرفت و تولید و شادمانى باشد.