تبلیغات
::: پرتیکان ::: - زلم ‌زیمبو صدمیلیون فونداسیون هیچی(2)

زلم ‌زیمبو صدمیلیون فونداسیون هیچی(2)

سه شنبه 8 خرداد 1386 , توسط احمدرضا سلیمانی

دست كی توی كار است؟
توی اكثر كشورهای دنیا، یكی از گرایش‌های بچه‌های معماری همین طراحی داخلی است. اما در ایران، رشته مشخصی برای این بازار تازه وجود ندارد. به همین دلیل، هركی دستش آمده كه چطور می‌شود مشتری جذب كرد، وارد بازار شده است.

مدیرعامل یكی از شركت‌های فعال در این زمینه كه خودش معماری خوانده، درمورد هم‌صنف‌هایش می‌گوید: «از گرافیست داریم تا طراح صنعتی و نقاش. حتی اصناف مرتبط هم از قافله عقب نمانده‌اند؛ مبل‌فروش، پرده‌فروش و... جنس كه می‌فروشند، نظر كارشناسی هم می‌دهند».

همین آدم‌های نابلد و تازه‌كار، بازارشان را خراب كرده‌اند. خودش توی مؤسسه‌هایی كه دوره‌های طراحی داخلی برگزار می‌كنند، تدریس می‌كند، با این وجود هیچ‌كدام از شاگردهای این دوره‌ها را قبول ندارد: «آخرش از اینها چیزی درنمی‌آید. درس‌ها متفرقه و حتی بی‌ربط است. هرچند همه‌شان توی بازار كار مدعی هستند و برای گرفتن كار، قیمت پایین می‌دهند. 95 درصد مشتری‌ها هم نمی‌دانند فرق كار خوب و بد چیست».

جدای از فن كار - قبل از هر چیز - باید پول و اعتبار باشد تا كسی بتواند توی این كار قد علم كند. خودش می‌گوید: «لااقل 100 هزار تومان لازم است. البته با این پول فقط می‌شود شركت ثبت كرد و مهر و سربرگ گرفت. اما برای اینكه حداقل بتوانی كار طراحی و خدماتی بگیری به حدود 20 میلیون سرمایه نیاز داری. به همین دلیل، كمتر بچه‌های معماری می‌آیند كار خصوصی بكنند. بازار هنوز برای این حرف‌ها روبه‌راه نیست».

كی خریدار است؟
مشتری‌های عمده طراحی داخلی، 2 دسته مشخص‌اند: اداره‌ها و شركت‌هایی كه متوجه شده‌اند داشتن فضای آرام و تقسیم‌بندی اصولی محیط كار، روی بازده كارمندان‌شان تأثیر مثبت می‌گذارد. اینها خوب هم خرج می‌كنند و مبلغ قراردادشان شاید حتی برای یك سال یك شركت طراحی كافی باشد. دسته دوم، آدم‌های پولدار بالای شهرند. بالاخره ویلای 400، 300 متری را یكی باید بیاید طرح بدهد كه چه‌كارش كنند.

هرچند هنوز تعداد كمی از مردم به این مشاوره‌گرفتن‌ها عادت دارند. آقای طراح می‌گوید: «توی اروپا، مردم دستشان آمده طراحی داخل خانه، كار هر كسی نیست. فقط خواسته‌هایشان را به آرشیتكت می‌گویند، كلید را هم می‌دهند و چند روز بعد می‌آیند خانه را حاضر و آماده تحویل می‌گیرند. اما در ایران، خانم خانه حرف اول و آخر را می‌زند.

 ما می‌شویم مجری اوامر ایشان! آخرش هم معلوم نمی‌شود این طراحی ماست یا سلیقه آنها! خیلی وقت‌ها هم كار، سعی و خطا می‌شود. یك‌بار رنگ یك اتاق را 3‌بار عوض كردیم. آخرش نپسندیدند و یك دست گچ كشته رویش كشیدیم و رفتیم پی كارمان، خلاص».
50 درصد مشتری‌ها از طریق فامیل و دوست و آشنا و همسایه پیدا می‌شوند. دلیلش هم واضح است؛ خانه همدیگر را می‌بینند و خوششان می‌آید. به این هم فكر نمی‌كنند كه آن طرح به خانه‌شان می‌آید یا نه؟ مهم این است كه از همدیگر كم نیاورند.

«اكثرشان چیزی از طراحی شنیده‌اند و 4تا جنس لوكس هم نشان كرده‌اند كه بخرند. این‌هم كه به خانه آنها نخورد یا به فرهنگ ما نیاید اصلا مهم نیست. تازگی مد شده «وان» 3 میلیونی ایتالیایی می‌خرند. این وان‌ها جای دوش ندارند و حمام‌گرفتن‌اش مكافات است. خیلی‌ها هم تا قیمت را می‌گوییم پاپس می‌كشند. بعضی زوج‌های جوان هم طرح‌های فانتزی و خوبی توی ذهنشان است اما از این پول‌ها اصلا توی بساط‌شان نیست».