تبلیغات
::: پرتیکان ::: - گردشگری شهری

گردشگری شهری

سه شنبه 25 اردیبهشت 1386 , توسط احمدرضا سلیمانی

كجا؟چی؟ نمی‌دانم ، نمی‌شناسم . تعجب می‌كنی. سال‌های سال است كه اهل همین جا است.

شاید تمام عمرش را همین‌جا زیسته ولی هنوز هیچ چیز از محل زندگی‌اش نمی‌داند. تا به حال سعی كردی دور و برت را نگاهی بیاندازی یا سری به همین نزدیكی‌ها بزنی؟ نه وقت نمی‌كنم تابه حال نشده.

گردشگری انواع مختلف دارد ولی شاید گردشگری شهری یكی از مهجورترین انواع آن باشد. بخشی كه با كمترین توجه نادیده گرفته شده است. نمی‌دانم مشكل از كجا است؟ از آدم‌هایی كه فقط به دوردست‌ها می‌نگرند و آنقدر گرفتار زندگی روزمره و تصویر رویایی‌شان از گردشگری هستند كه فراموش كرده‌اند همین‌جایی كه زندگی ‌می‌كنند نیز بخشی از همان وطن بزرگ و پرشكوه‌شان است.

یا مدیران و برنامه‌ریزانی كه بی‌توجه به ظرفیت‌های اجتماعی و شرایط جامعه خود با برنامه‌ریزی‌های غلط امكان استفاده از امكانات موجود را برای بسیاری غیر ممكن ساخته‌اند یا فراموش كرده‌اند تفریح و گردش هم بخش بسیار مهمی از زندگی است كه سلامت روانی جامعه را تضمین می‌كند.

فكر می‌كنید چند تهرانی تا به حال به دیدن موزه ملی رفته‌اند؟ آیا تمام شیرازی‌ها تخت جمشید را دیده‌اند؟ چند درصد از قزوینی‌ها به دیدن الموت رفته‌اند یا سری به حسینیه امینی‌ها زده‌اند....

گردشگری یكی از مفرح‌ترین روش‌های صرف كردن اوقات فراغت است. اما متاسفانه روشی است كه هنوز از آن در جامعه ما تعریف درستی نشده‌است. همه فكر می‌كنند برای شناخت وطنشان حتما باید شال و كلاه كنند و به جاده بزنند.

بسیاری حاضرند چندین روز مرخصی بگیرند و هزینه زیادی صرف كنند تا به دیدن فلان اثر تاریخی یا بهمان جاذبه طبیعی یا... در شهری دور بروند. همان كسانی كه اگر از نزدیك‌ترین جاذبه نزدیك  خانه‌اش بپرسی چیزی نمی‌داند و چه بسا با نگاهی گنگ و ناآشنا نظاره‌ات كند.

اگر بخواهید به یك موزه یا یك مركز تفریحی سر بزنید باید در ساعات اداری روز این كار را انجام دهید چرا كه بعد از پایان ساعات اداری این مراكز تعطیلند.

اگر هم بخواهید بعد از كار به جایی برای تنوع و استراحت یا تفریح بروید باز هم جای زیادی نیست و انتخاب‌ها بسیار محدود است تقریبا همه جا تعطیل شده‌اند. بنابراین دلیلی ندارد كه در خصوص جاذبه‌های اطراف محل زندگی‌ اطلاعات بیشتری كسب كنند. بهتر است بیشتر به جاهای دورتری كه سفر به آنها هیجان‌انگیزتر است توجه كنی.

البته این مشكل تنها به گردشگران ساكن هر شهر محدود نمی‌شود. تصور كنید برای سفر یك شهر را انتخاب كرده‌اید؛ شهری كه از نظر جاذبه‌های متنوع و متعدد بسیار هم غنی است، اما فرصت شما محدود است. پس باید با توجه به فرصت محدود و تعدد جاذبه‌ها از تمام زمان خود استفاده كنید.

حالا اگر مجبور باشید نیمی از این زمان را به بطالت بگذرانید چه احساسی خواهید داشت؟ این اتفاقی است كه برای بسیاری از گردشگران، چه داخلی و چه خارجی در ایران می‌افتد. چرا؟ چون عموماً از یك ساعتی به بعد و با نزدیك شدن شب بیشتر مراكز تفریحی و گردشگری شهرها تعطیل می‌شوند.

بنابراین گردشگر مجبور است باقی اوقات خود را كه با توجه به محدودیت‌های موجود بسیار هم ذی‌قیمت است در اقامتگاه خود بگذراند. در واقع گردشگری شبانه یا آنچه در دنیا به نام باینانت شهرت دارد در ایران از هیچ جایگاهی برخوردار نیست.

چون مدیران مراكزی مانند موزه‌ها بعد از این ساعت تامین امنیت اینگونه مراكز را كار بسیار دشواری می‌دانند (حال این موضوع را با توجه به این بررسی كنید كه در شهر بزرگی مثل تهران بیشتر موزه‌ها و آثار تاریخی در پر ترافیك‌ترین بخش شهر كه اتفاقا در محدوده طرح ترافیك هم هست واقع شده‌اند).

در خصوص مراكز دیگری مانند رستوران‌ها، بازیگاه‌ها، پارك‌ها، سینماها و... نیز نیروی انتظامی به دلیل جلوگیری از ناامنی احتمالی فعالیت را از یك ساعتی به بعد ممنوع كرده است. بنابراین اگر شما یك ایرانی هستید یا قصد گردش در ایران را دارید باید این كار را در ساعات محدودی انجام دهید.

باقی اوقاتی را هم كه شاید تا نیمی از وقت در اختیار شما را تشكیل می‌دهد باید در منزل یا اقامتگاه خود به گپ زدن با اطرافیان، دیدن سریال‌های نچسب تلویزیونی و... بگذرانید. چون گردش در ایران تنها در ساعات اداری ممكن است.